دیشب تا صبح گریستم
انگار آسمانی هستم که میبارد،
میدیدم که زمین پر از بهانه است
و در پی فرصتی برای رویش
صبح پس از بیداری خورشید من بارورشدم
من که بودم؟!
آسمانی که میبارید
یا
زمینی که فرصت رویش را جستجو میکرد
نمیدانم ، من فقط میدانم که صمیمانه گریستم .
"تنها وصمیمانه گریستن را بیاموز" نادر ابراهیمی
نظرات ()