سلام بر خورشید

راز!!!
نویسنده : آزیتا مشهدبان - ساعت ۱٢:٢٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸٧/٤/٥
 

کودکی ده  ساله که دست چپش در یک حادثه رانندگی قطع شده  بود برای یادگیری فنون رزمی جودو به  یک استاد سپرده شد . پدر کودک از استاد درخواست کرد که از فرزندش یک قهرمان بسازد .استاد پذیرفت و قول داد که  طی یک سال آینده  کودک را  در مقام قهرمانی کل باشگاه ها ببیند.در طی شش ماه اول استاد فقط روی بدنسازی کودک کار کرد و حتی یک فن جودو را هم به او  یاد  نداد .

 بعد از  شش ماه خبر رسید که  یک ماه بعد مسابقات محلی در  شهر برگزار میشود .استاد در این فاصله به کودک فقط یک فن جودو را آموخت و تا زمان مسابقات روی همان تک فن کار کرد . سرانجام مسابقه انجام شد و کودک توانست با همان یک فن و  در میان اعجاب همگان حریفان خود را شکست دهد .

سه ماه بعد کودک توانست با استفاده از همان یک فن درمسابقات بین باشگاهها نیز برنده شود . وقتی آخرین مسابقه  به پایان رسید در  راه بازگشت به منزل کودک راز پیروزی اش را از استاد پرسید .

استاد گفت : " دلیل پیروزی تو این بود که اولا به همان یک فن  خیلی خوب مسلط بودی .ثانیا تنها امیدت همان یک فن بود  .  ثالثا  تنها  راه شناخته شده برای مقابله بااین فن گرفتن دست چپ حریف  است که تو چنین دستی نداشتی ! یاد بگیر که در زندگی از نقاط ضعف خود به عنوان قوت استفاده کنی .!"

                                                               "از کتاب شکلات"