میخواهم رازی را بگویم.
من پروانه ای بودم .
آرزو کردم گل باشم و گل شدم.
کسی مرا بویید و من عاشقش شدم .
آنگاه
آرزو کردم "بو" باشم
پس "بو" شدم
باد مرا باخود برد.
دریافتم که سرگردان شدم .
و آرزو کردم کاش هیچ بودم تا سرگردان نباشم .
و هیچ شدم.
و آنگاه به او پیوستم .
....... و او مرا آفرید .
نظرات ()