سلام به دنیا،
من در حال نوشتن آخرین پست خود از مدار زمین هستم و این موضوع احساسی تلخ و شیرین برایم به همراه دارد.
......................................................................................................
امشب نوشتن برایم بسیار مشکل است. من بسیار حساس شدهام و میلیونها فکر در هر لحظه ذهن مرا در مینوردند. هر چند دقیقه یک بار اشکهایی که به زحمت آنها را نگه داشتهام جاری میشوند و بغض گلویم را میفشارد. سپس من همه آنها را فرو میدهم و تلاش میکنم قطار بی پایان افکارم را کنترل کنم... من در زمان پرتاب اصلاً چنین احساساتی نشده بودم. فکر میکنم که من شروع کننده خوبی هستم اما پایان دهنده مناسبی نیستم.
در این لحظات آخر سعی دارم به گوشه و کنار ایستگاه سرک بکشم و تلاش خواهم کرد همه چیزهایی را که میبینم و احساس میکنم در حافظهام ذخیره کنم. چندین بار به خود اجازه دادم در هوا شناور شوم و به اطراف جست و خیز کنم تا دقیقاً ببینم که کجا را ترک خواهم کرد.
مدت زمان زیادی از پنجره ایستگاه به بیرون نگاه کردم و از خود پرسیدم دوباره من چه وقتی این منظره را خواهم دید؟ تلاش زیادی کردم تا چند ترانه مورد علاقهام را زمزمه کنم. امروز صبح زمان صبحانه ترانه "تنها اگر تو بخواهی"، اثر انیا را زمزمه میکردم که خیلی به من انرژی داد و تمام روز "جایی بر فراز رنگین کمان" و "چیزهای مورد علاقه ام" را با سوت زدن میخواندم.
...................................................................................................................
فرود معمولاً حدود 4 ساعت طول خواهد کشید و مسافرت بسیار خشنی است که با برخوردی سخت به زمین، پایان خواهد پذیرفت. هنگامیکه سویوز وارد جوشود به گوی کوچک آتشینی تبدیل میشود. سپس چترهای کپسول باز خواهند شد که منجر به ایجاد ضربههایی سخت و ناگهانی به سیستم میشوند. در آن شرایط ما به هر طرفی پرت خواهیم شد و تکانهای شدیدی در انتظار ما خواهد بود. بعد از آن و در نزدیکی زمین موتورهای کوچکی روشن میشوند تا از برخورد ما به زمین مانند آنچه برای شهابسنگها روی میدهد جلوگیری کنند. من زیاد نگران اتفاقاتی که در طی فرود روی خواهند داد نیستم... من موضوعات دیگری برای نگران شدن دارم. من به این فکر میکنم که چه زمانی دوباره میتوانم این شادمانی و آزادی را تجربه کنم.
سفر من میرود که پایان گیرد، اما رویاهای من تازه شروع شدهاند.
شما در پیامهایتان برایم گفتهاید که از من الهام گرفتهاید. باید اعتراف کنم که من نیز از شما الهام گرفتهام. هر بار که فکر عزیمت از ایستگاه بینالمللی مرا آزار میدهد، یکی از پیامهای شما را به یاد میآورم و به آینده نگاه میکنم و با خود میاندیشم که ما به کمک هم قادر به انجام چه کارهایی هستیم.
سفر ناگهانی من به مسکو و تغییر لیست فضانوردان در آخرین دقیقه، همه اینها میتوانند مفهوم خاصی را در بر داشته باشند. شاید من باید صدای ساعتی زنگ دار باشم که رویاهای کوچکی را در درون شما بیدار کنم تا همگی شما با ایجاد تغییری در زندگی خود، دنیای بهتری را برای همه ما رقم بزنید... شاید من باید الهام بخش دانشمندان جوانی باشم که در آینده با آسانسور به فضا سفر خواهند کرد. شاید من باید به خودم و همه مردم نشان میدادم که توانمندیهای بی حد و حصری داریم. ..شاید... شاید... شاید.
افکار زیادی از مغزم گذر میکند و مطمئن نیستم که بدانم چه باید میبودم و یا چه باید میکردم. من هرگز برای آینده خیلی دور برنامهای نداشتهام و هدفی را تعقیب نکردهام. من همیشه هدفی واضح داشتهام و به صدای درونیم اجازه دادهام من را برای رسیدن به آن هدف یاری کند.
من همیشه میدانستم که روزی به فضا خواهم رفت و راستش را بخواهید هیچگاه نمیدانستم چگونه... اما من همیشه به همه میگفتم که عاشق فضا هستم و میخواهم به آنجا سفر کنم و سرانجام راهش را یافتم.
فردا مقصد من زمین است. اما زمینی که فردا به آن خواهم رفت با زمینی که آن را ترک کردم متفاوت است. حالا اوضاع کمی بهتر است چون عشق بیشتری در آنجا یافتهام. من محبت و عشق شما را در لابلای کلماتی که برایم فرستادهاید میبینم و امیدوارم که قادر به حفظ این موج مثبتی باشم که ایجاد شده و آرزو میکنم بتوانیم انسانهای بیشتری را شریک این شادمانی کنیم.
از قدیم گفتهاند بخند تا دنیا به تو بخندد. من با تجربه ای که دارم میگویم که این حرف درست است... من بارها گفتهام که لبخند من مسری است... امیدوارم شما نیز آلوده خنده من شده باشید، چون وقتی میخندید دیگران به سختی میتوانند به شما بگویند نه... یا از شما متنفر باشند و یا به شما آسیب برسانند.
خوب امشب که به رختخواب میروید لبخند بزرگی به پهنای صورتتان بزنید و اثر معجزه وار آن را فردا ببینید. صبح زمانی که از خواب برخواستید فراموش نکنید که لبخند زیبای خود را برای همه روز روی صورتتان حفظ کنید...تا زمانی که بشنوید من فرود آمدهام.
دوستان عزیزم... عمر زیاد، پربرکت و سرشار از شادمانی برایتان آرزو میکنم
انوشه انصاری, ایستگاه بینالمللی فضایی
نظرات ()