سلام بر خورشید

زخم زبان از زخم چاقو دردناکتر است؟!!
نویسنده : آزیتا مشهدبان - ساعت ۱۱:٤٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳۸٧/۳/۱۸
 

روزی پدری به پسرکوچکش که اخلاق خوبی نداشت ومعمولا زود عصبانی میشد جعبه ای میخ دادو به او گفت :هر بار که عصبانی میشوی یک میخ به دیوار بکوب .

روز اول پسرک 37 میخ به دیوار کوبید .طی چند  هفته بعد همانطورکه یاد میگرفت چگونه عصبانیتش را کنترل کند تعداد میخهای کوبیده شده به دیوار کمتر میشد.اوفهمید که مهار کردن عصبانیتش آسانتر از کوبیدن میخها بر دیوار است.

او این نکته را به پدرش گفت و پدر به او پیشنهاد کرد که از این به بعد  هر  روز  که توانست عصبانیتش را مهار کند یکی از میخها را از دیوار بیرون آورد.

روزها گذشت و سرانجام پسربچه  توانست به پدرش بگوید که تمام میخها را از دیوار بیرون آورده  است.پدر  دست پسر بچه را گرفت و به طرف دیوار برد و گفت :  پسرم تو کار خوبی انجام دادی  .اما  به سوراخهای روی دیوار نگاه کن. دیوار هرگز  مثل گذشته اش نمیشود. وقتی تو درهنگام عصبانیت حرفهای بد میزنی آن  حرفها هم چنین آثاری بجای میگذارند . تو میتوانی چاقویی در دل انسانی فرو  کنی و آن را بیرون آوری .اما هزاران بار عذرخواهی فایده ای ندارد.چون آن زخم سرجایش است.

زخم زبان هم به اندازه زخم چاقو درناک و ماندگار است .!!    

"داستان کوتاه ترجمه خانم سارا تهرانیان "