سلام بر خورشید

اگر میتوانید نشنوید و فقط با باتمام توان تلاش کنید!!!
نویسنده : آزیتا مشهدبان - ساعت ۸:٥٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳۸٧/٢/۳٠
 

چند قورباغه ازجنگلی عبور میکردند که ناگهان دو تا از آنها به داخل گودال عمیقی افتادند .بقیه قورباغه -هادر کنار گودال جمع شدند و وقتی دیدند که گودال چقدر عمیق است به دو  قورباغه دیگر گفتند که  دیگرچاره ای نیست شما بزودی خواهید مرد .

دو قورباغه این حرفها را نشنیده گرفتند  و با تمام توانشان کوشیدند که از گودال بیرون بپرند . اما قورباغه های دیگر میگفتند که دست از تلاش بردارند چون نمیتوانند از گودال خارج شوند وخیلی زود خواهند مرد .

بالاخره یکی از دو قورباغه تسلیم گفته ها دیگر ان شد و دست از تلاش برداشت و مرد .

اما فورباغه دیگر با تمام توان به تلاشش ادامه داد . هرچه بقیه فریاد میزدندکه تلاش بیشتر فایده ای ندارداو مصمم تر میشد تا اینکه بالاخره از گودال خارج شد .

وقتی بیرون آمد بقیه از او پرسیدند : مگر تو حرفهای ما را نمی شنیدی؟

"معلوم شد که قورباغه ناشنواست .او در تمام مدت فکر میکرد که دیگران او را تشویق میکنند ."