|
درحکایتی قدیمی آمده است که ماهی ای سرآمدمغز متفکران بود |
||||||||
| از ماهی دیگری پرسید : درباره اقیانوس خیلی چیزها شنیده ام . پس این اقیانوس کجاست ؟ | ||||||||
|
..... آن ماهی در اقیانوس بود و همه عمرش را در اقیانوس به سر برده بود و برایش جدایی و مفارقتی از اقیانوس اتفاق نیفتاده بود. |
||||||||
| وهرگز اقیانوس را به عنوان شی مجزا از خود ندیده بود . | ||||||||
|
ماهی پیری آن فیلسوف جوان را در گوشه ای گیر آورد و به او گفت : اقیانوس همان است که درآن زندگی میکنیم . |
||||||||
| اما فیلسوف جوان گفت : شوخی ات گرفته ؟ این آب است و تو به این میگویی اقیانوس ؟ | ||||||||
|
من باید بیشتر تحقیق کنم و از افرادعاقل تری حقیقت را جویا شوم . "اشو " |
||||||||
نظرات ()