|
بگذار که نورهایت بدرخشند |
| مردم اغلب نامعقول ،بی حساب و خودخواهند! |
| تو، در هرحال آنها را ببخش. |
| اگر مهربان هستی ،ممکن است مردم به تو تهمت بزنند که خودخواه بوده و زیاده روی میکنی ! |
| تو، در هرحال مهربان باش. |
| اگر موفق هستی ،ممکن است چند دوست غیر واقعی و چند دشمن واقعی پیدا کنی ! |
| تو در حال موفق باش . |
| اگر تو صادق ،جوانمرد،بخشنده و با حقیقت باشی ممکن است مردم تو را گول بزنند ! |
| تو در حال صادق و روراست باش. |
| اگر آسوده و شادمان ،بردبار و متین باشی ، ممکن است مردم به تو حسادت کنند ! |
| تو در هر حال شاد و بردبار باش . |
| هر کار خیر و خوبی را که امروز انجام میدهی ، غالبا مردم ،فردا آن را فراموش میکنند! |
| تو در هر حال سازنده و خوب باش و کار خوب انجام بده. |
| چیزی را که برای ساختنش سالها وقت صرف کرده ای ،بعضی ها یک یک شبه توانسته اند |
| آن را خراب کنند! |
| تو در هر حال بساز. |
| بهترینها را به دنیا ارایه کن با اینکه ممکن است هرگز کافی نباشد ! |
| ولی تو در هر حال بهترین کاری که میتوانی در دنیا انجام بده. |
| سرانجام |
| در تشریح و تحلیل آن می بینی : |
| آنچه میگذرد بین تو و پروردگار است و هرگز بین تو و مردم نبوده است . |
*****************************************************
ترزا در 27 اوت سال 1910 در اسکوپیه که امروزه بخشی از یوگسلاوی است ، متولد شد. ( امروزه اسموپیه پایتخت مقدونیه است ) پدر آلبانیایی او مزرعه کوچکی داشت . در سن دوازده سالگی زمانی که دانش آموز مدرسه ابتدایی کاتولیک رومی بود متوجه شد که وظیفه دارد به فقرا کمک کند . او تصمیم گرفت برای شغل میسیونری (مُبَلِغ مذهبی ) آموزش ببیند ،و چند سال بعد هندوستان را انتخاب کرد . در سن هجده سالگی خانه را ترک کرد و به جمعیت راهبه های ایرلندی که دارای جمعی از مبلغین مذهبی بود ، در کلکته پیوست . بعد از چند ماه آموزش در دوبلین به هندوستان فرستاده شد و در سال 1928 راهبه شد . مادر ترزا از سال 1929 تا 1948 در دبیرستان سنت مری در کلکته تدریس می کرد . رنج و فقری که او A1 خارج از دیوارهای صومعه می دید ، تاثیر عمیقی روی او گذاشت . در سال 1946 ، او از مقامات مافوق خود اجازه گرفت که مدرسه صومعه را ترک کند و زندگی خود را وقف خدمت در میان فقرا در محله های فقیر نشین کلکته کند . اگر چه پولی نداشت اما مدرسه ای را در فضای باز برای بچه های بی خانمان تاسیس کرد . خیلی زود افراد خیّر به او پیوستند و کمک های مالی از سازمان های مختلف وابسته به کلیسا و نیز از مقامات رسمی بلند پایه شهر رسید . در سال 1950 به او اجازه داده شد جامعه مذهبی خود را به نام « مبلغان خیریه » تاسیس کند . وظیفه آن این بود که از افرادی که هیچ کس حاضر به مراقبت از آنها نبود ، نگهداری کند . مادر ترزا پنجاه طرح نیکوکاری در هندوستان داشت که شامل کار در بین افرادی که در محله های فقیر نشین زندگی می کنند ، کار در نوانخانه ها و کار در درمانگاه ها می شد . این جامعه هنوز فعال است و کارهای خیریه برای فقیرترین افراد در چندین کشور در آفریقا ، آسیا ،آمریکای لاتین ، اروپا و آمریکا انجام می دهد . کارهای مادر ترزا توجه زیادی را در سرتا سر جهان به سوی خود جلب کرد و به او تعدادی جایزه از جمله جایزه صلح نوبل در سال 1979 به خاطر ترویج صلح و برادری بین کشور ها ، اعطا شد . مادر ترزا در پنجم سپتامبر 1977 (14شهریور1376 ) درگذشت .
**********************************
| باز هم سخنان مادرترزا |
| درانتهای حیات ما بدین سنجیده نخواهیم شدکه: |
| چه مدرک دانشگاهی دریافت کرده ایم |
| چه مقدارازمادیات دنیابرای خوداندوخته ایم |
| چه کارهای بزرگی انجام داده ایم |
| سنجش مابراین اساس خواهد بود که: |
| من تشنه بودم وتومراسیراب کردی |
| من عریان بودم وتومراپوشاندی |
| من بی خانمان بودم وتومرااسکان دادی |
| تشنه.نه فقط تشنه آب بلکه تشنه محبت |
| عریان.نه فقط ازبرای لباس بلکه عریان ازعزت واحترام |
| بی خانمان.ولی نه تنهادرطلب خانه ای ازخشت بلکه به |
| سبب خروج ازعوالم انسانی |
| بنابراین.جسورانه عشق بورز.احترام کن وبپذیر |
نظرات ()