سلام بر خورشید

اقیانوس
نویسنده : آزیتا مشهدبان - ساعت ٤:٤٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳۸٩/٦/۱٥
 

درحکایتی قدیمی  آمده است که ماهی ای سرآمدمغز متفکران بود

از ماهی دیگری پرسید : درباره اقیانوس خیلی چیزها  شنیده ام  . پس این اقیانوس کجاست ؟

..... آن ماهی در اقیانوس بود و همه عمرش را در اقیانوس     به سر برده بود و برایش جدایی و مفارقتی از اقیانوس اتفاق نیفتاده بود.

وهرگز اقیانوس را به عنوان شی   مجزا از خود ندیده بود .

ماهی پیری آن فیلسوف جوان را  در گوشه ای گیر آورد و به او گفت :

 اقیانوس همان است که   درآن زندگی میکنیم .

اما فیلسوف جوان  گفت : شوخی ات گرفته ؟ این آب است و تو به این میگویی اقیانوس ؟        

من باید بیشتر تحقیق کنم و از افرادعاقل تری حقیقت را جویا شوم  .   

                                                                                         "اشو "

     
                 
                 

 
 
صخره
نویسنده : آزیتا مشهدبان - ساعت ۳:٠٥ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳۸٩/٦/٥
 

 

شبانگاه

برسینه ی صخره ای عظیم

ابرک طلایی

                اتراق کرد

سحرگاه

شتابان و رقصان

به اوج لاجورد روانه شد

رد نمناکی اما

به پیشانی صخره تنها

                        بر جای مانده است

اکنون

      صخره

به اندیشه زرف غوطی می خورد

و می گرید آهسته

                     به پهنای دشت .

شعر از: لرمانتف

ترجمه: حمیدرضا آتش در آب


 
 
حقیقت ، واقعیت ، باور
نویسنده : آزیتا مشهدبان - ساعت ٩:۳٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸٩/٦/٢
 

به کجا چنین شتابان ؟!!!!!!!!!!!!!

                                             تا ........ کی ؟!!!!!!!!!!!

***************************************

دو مطلب زیبا :

1-دو ماه در آسمان......

http://achoo.blogfa.com/8905.aspx

2-داستانی از المپیک 1968 ........

.http://www.neshate-koohestan.blogfa.com/post-1613.aspx


 
 
احتیاج
نویسنده : آزیتا مشهدبان - ساعت ۱٢:٢٥ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳۸٩/٥/٢۳
 

دسته ای از کلمات

تنها چیزی است که به آن محتاجم

کلماتی که بتوانند دلی گرم کنند

کلماتی که به من توان تاثیر دهند

کلماتی که به من نیروی گفتار دهند

تا با آن ها

آهن سرد دلی نرم کنم .

یا بیاموزم

که در دل آشوبه ی این ظلمت و مه

 چراغی روشن بکنم

نقاب دروغی بدرم

مشت های گره کرده ای باز کنم

تا دست ها

بسازند دنیایی

بهتر از امروز

به خاطر فردا

                                                   شعر :جک دیویس

                                                   ترجمه : علی جعفری

                                                   نام کتاب :زندگی سیاه

            


 
 
در حاشیه صعود قلم (بیایید کمی زیباتر ببینیم)
نویسنده : آزیتا مشهدبان - ساعت ۱٢:٠۸ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳۸٩/٥/۱۱
 

وقتی برنامه صعود قلم به پایان رسید احساس خوبی داشتم و هنوز هم این احساس با من همراه است. البته نمیتوان کتمان کرد که هر برنامه کوهنوردی و کوهپیمایی میتواند نقاط ضعف و قوت بسیار داشته باشد.اما من به رغم علاقه و احترام زیادی که برای این جمع قایل بوده و هستم نقاط قوتش را پررنگ تر از نقاط ضعف آن دیدم . شاید در مجموع حادثه ها اینقدر زیبا دیده میشد که ضعفها در حاشیه ای کمرنگ قرار میگرفتند آنقدر کمرنگ که میشد آنها را ندید .اما باید باور کرد و پذیرفت در هر برنامه همیشه کاستی هایی وجود دارد چرا که ما محدودیم ، کامل و مطلق  نیستیم که ،  فقط "او" مطلق است.

صعود 5 ام قلم یک برنامه هدفمند اعلام شد: کار گروهی

اما از آنجا که بیانیه ای نوشته نشد و گردهمایی غیر از آشنایی در حد نام ونشان وبلاگ نویسان صورت نگرفت پس بحثی هم در این مورد نشد . ضمن آنکه کار گروهی در عمل اجرا شد و این مهم برای هرکس که در این برنامه شرکت کرد قابل لمس بوده و هست .صعود قلم یک برنامه فرهنگی و ورزشی است اما عملا انتظاری را که یک برنامه فرهنگی  برآورده میکند در آن اتفاق نیفتاد و شاید دلیل آن این بوده که همه دوستان شرکت کننده به صعود قله اهمیت بیشتری از گفتمان و تبادل فکر و تجربه دادند. ویا تعداد زیاد شرکت کننده اینقدر غافلگیرکننده بود که اصل موضوع به حاشیه کشیده شد.

نمیدانم اما من در صعود قلم یک چیز را بسیار روشن و باور کردنی یافتم و آن زیبایی بود و هماهنگی و دوستی .ابتذالی در آن حاکم نبود .هیچ لودگی و جلف بازی در این برنامه رخ نداد مگر اینکه بخواهیم حاشیه های کمرنگ را پررنگ جلوه دهیم و یا چند عکس بچگانه را که بسیار سهل انگارانه در معرض دید عموم گذاشته شد ابتذال بپنداریم. اگر نقدی بر این برنامه وجود داشته باشد عجیب نیست چیزی که تعجب مرا برمی انگیزد اینستکه بخواهیم غیرمنصفانه همه را با یک چوب برانیم .

میدانیم که  ابتذال و بی فرهنگی هر کدام بار فرهنگی خودشان را دارند و این را دوست بسیار گرامی من آقای فرامرز نصیری شما هم خیلی خوب می دانید .لازم نیست به شما بگویم که معنی این حرفها چیست اما این را میدانم که از شما انتظار برخوردی منطقی تر و منصفانه تر از این نوشته را داشتم . در بودن ضرورت حفظ حرمت قلم شکی نیست اما آیا ضرورت احترام  به جامعه ای هر چند کوچک و نوپا تردیدی وجود دارد ؟

جناب آقای نصیری  ، کدام ابتذال ؟در یک جامعه ابتذال وقتی رخ میدهد که اخلاق و انسانیت به نیستی محکوم میشوند ومن شخصا در این جامعه کوچک هیچگونه بی اخلاقی ای ندیدم .

در یک وبلاگ قدیمی متن زیبایی خواندم :(nedayekouh.blogspot.com)

تنها راهی که انسانها میتوانند یک موضوع را کاملا درک کنند شنیدن همه ی چیزهایی است که درباره ی آن موضوع میتوان از افراد مختلف بادیدگاههای مختلف شنید .مطالعه تمام وجوه آن موضوع نیز توسط هر فردی با هر اندیشه ای ضرورت دارد . همه ی انسان های خردمند جز این راه به خرد دست نیافته اند .

آیا شما به عنوان یک منتقد وبلاگ نویس که همیشه مورد احترام اینجانب بوده اید تمام وجوه این برنامه را بررسی کرده اید ؟آیا گذاشتن چند عکس میتواند نشان دهنده تمام وجوه یک برنامه با 70نفر شرکت کننده باشد ؟

واقعا اشتباه میکنید و من به شما صادقانه و دوستانه توصیه میکنم بیایید کمی زیباتر ببینیم .نقد زیبایی نوشتید اما اشاره ها بسیار تحقیرآمیز و گاهی لج آور بنظر می آیند.  اگر کمی منصفانه تر نقدتان را مینوشتید مطمئنا میتوانست در رویکردها ونشست های بعدی این برنامه تاثیر بسیار مثبتی داشته باشد اما این روش نوشتار شما فقط احساسات دیگران را برانگیخت تا افکار شان را .

در اینجا باز هم به شما توصیه میکنم بیایید کمی زیباتر ببینیم .

نقد چیزی جز بیان واقعیت نیست اما به شرطی که فکر را برانگیزد و یا بقول نویسنده این وبلاگ( nedayekouh.blogspot.com) 

نقد بیان واقعیت است تا ، آلودگی اندک عمق نیابد .

آیا نقد شما دارای این خصوصیات بوده است ؟

*************************************************

 پی نوشت :ترجیح میدادم متن اعتراف نامه وبلاگ کلاغها را نخوانم . 


 
 
صعود قلم ، یک صعود زیبا و دوست داشتنی
نویسنده : آزیتا مشهدبان - ساعت ۱۱:۳٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳۸٩/٥/۳
 

صعود قلم نمونه آفرینش دوستیها و زیباییهاست . نمیتوان توصیفش کرد همانطور که زیبایی را نمیتوان توصیف کرد.شاید باورتان نشود ولی اگر در این صعود شرکت نکردید سال بعد حتما  اقدام کنید تا بتوانید مدیزیت دوستی و انسجام را (با تمام ایرادهاییکه هر برنامه خودجوش و مردمی میتواند داشته باشد) درک کنید . از لحظه شروع برنامه تا پایان همه و همه دوستی بود و صمیمیت و بی ادعایی .

*****************************************************

1- صعود قلم با موفقیت اجرا شد .

2- مدیریت و برنامه ریزی میزبان برنامه عالی بود .

3- استعداد نهفته در اجرای این صعود  آفرینش دوستیهاست .

4- قله مهر چال قله زیباییست و جایگاه پنجمین صعود بی ادعای قلم .

5- صمیمانه و صادقانه امیدوارم بتوانم در صعودهای بعدی و بعدی شرکت کنم .

6- از میزبان برنامه و تیم سرپرستی (بخصوص سپرست تیم 4)  بخاطر زحماتشان تشکر میکنم.

7- از دوستان عزیزم خانم آنا و خانم سونیا بخاطر محبتهای بی دریغشان صمیمانه سپاسگذارم.

9- این عکسها را بعنوان یک تحفه ناچیز تقدیم همه دوستداران کوه،طبیعت و دوستی میکنم.

بسوی قله مهرچال

قله دماوند از یال آخر(البته از اینجاواضح نیست)

یال آخر :بسوی قله مهرچال

میزبان برنامه: آقای عرفان فکری

عکس دسته جمعی روی قله مهرچال

محل کمپ


 
 
آخرین اطلاعیه صعود پر مهر قلم
نویسنده : آزیتا مشهدبان - ساعت ۱٢:۳٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸٩/٤/٢۳
 

سلام دوستان

بالاخره بعد از دوماه تلاش دوستان  چگونگی انجام برنامه صعود قلم اعلام شد:

برای اطلاع بیشتر و هماهنگی به وبلاگ دوست خوب خراسانی آقای مرتضی صالحی و وبلاگ میزبان خوب برنامه  < آقای عرفان فکری مراجعه کنید :

١ -http://mortezasalehi.blogfa.com/

٢-http://varjin.blogfa.com/

***********************************

پی نوشت :

١-امیدوارم و منتظرم همه دوستان دیده و ندیده ام را دراین برنامه ببینم.

٢-مثل اینکه امسال تعداد شرکت کننده ها  زیاده برای همین به من گفتند که از میهمان و همراه خبری نیست و همه وبلاگ نویسند .حالا باید دید . متفکر

٣- امیدوارم برنامه خوب و مفیدی باشه .

۴ - من تا این لحظه برای این برنامه مفید نبودم .ناراحت

۵- شاد و پر انرژی باشیدلبخند

 


 
 
صعود مهر و آفرینش دوستی با صعود قلم در قله ...مهرچال
نویسنده : آزیتا مشهدبان - ساعت ۱:٠٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸٩/۳/٢٥
 

سلام دوستان

بالاخره  نظر سنجی برای انتخاب قله منتخب برای  صعود قلم باتمام رسید .

نتیجه : قله مهرچال

*** لطفا برای اعلام نظر برای تاریخ برنامه به آدرس وبلاگ زیر مراجعه کنید:

http://mortezasalehi.blogfa.com/


 
 
← صفحه بعد صفحه قبل →