
| شاید این یک فرضیه است یا یک ایده : نابودی ناممکن ها |
| هر چیزی که هست جمله عجیب و نیز جالبی است : نابودی ناممکن ها |
| میگویند مسنر در مورد صعودهایش که بدون اکسیژن صورت گرفت ، یک ناممکن را نابود کرد |
|
و اینشتین وقتی که فرمول معروفش را به دنیا ارایه کرد |
| و حافظ و مولانا و گوته با سروده هایشان |
| وشاید آمریکاهم ، با انتخاب رییس جمهور فعلی اش !. |
|
خلاصه مثل اینکه این قرن قرن شدن ناممکن هاست و نیز نابودی ان .
|
|
شاید روزی انجام گرفتن همه این ها غیر قابل تصور بود اما امروزه همه اینها فرضیه ها و یا ماجراهای انجام گرفته شده ای است که |
| بعضی فرضیه ها و ماجراهای جدید تری به دنیا می آید و ناممکن های جدیدتری را قابل باور میکند . |
| پس هیچ چیز غیر ممکنی وجود ندارد همه چیز ممکن است همه چیز شدنی است کافی است که به آن بیندیشی |
| که....تو همانی که می اندیشی . |
سکوت بند گسسته است
کنار دره ، درخت شکوه پیکر بیدی .
در آسمان شفق رنگ
عبور ابر سپیدی.

نسیم در رگ هر برگ میدود خاموش
نشسته در پس هر صخره وحشتی به کمین
کشیده از پس هر سنگ سوسماری سر

ز خوف دره خاموش
نهفته جنبش پیکر
به راه مینگرد سرد،خشک،تلخ،غمین

چو مار روی تن کوه میخزد راهی
به راه، رهگذری خیال دره و تنهایی
دوانده در رگ او ترس

کشیده چشم به هرگوشه نقش چشمه وهم:
زهر شکاف تن کوه خزیده بیرون ماری.
به خشم از پس هر سنگ
کشیده خنجر خاری

غروب پر زده از کوه
به چشم گم شده تصویر راه و راهگذر
غمی بزرگ پر از وهم
به صخره سار نشسته است .
درون درون دره تاریک سکوت بند گسسته است .

" سهراب سپهری"
"از مجموعه مرگ رنگ"
"عکسها: ارتفاعاتی در رودسر گیلان - نوروز 87"
نظرات ()