چند قورباغه ازجنگلی عبور میکردند که ناگهان دو تا از آنها به داخل گودال عمیقی افتادند .بقیه قورباغه -هادر کنار گودال جمع شدند و وقتی دیدند که گودال چقدر عمیق است به دو قورباغه دیگر گفتند که دیگرچاره ای نیست شما بزودی خواهید مرد .
دو قورباغه این حرفها را نشنیده گرفتند و با تمام توانشان کوشیدند که از گودال بیرون بپرند . اما قورباغه های دیگر میگفتند که دست از تلاش بردارند چون نمیتوانند از گودال خارج شوند وخیلی زود خواهند مرد .
بالاخره یکی از دو قورباغه تسلیم گفته ها دیگر ان شد و دست از تلاش برداشت و مرد .
اما فورباغه دیگر با تمام توان به تلاشش ادامه داد . هرچه بقیه فریاد میزدندکه تلاش بیشتر فایده ای ندارداو مصمم تر میشد تا اینکه بالاخره از گودال خارج شد .
وقتی بیرون آمد بقیه از او پرسیدند : مگر تو حرفهای ما را نمی شنیدی؟
"معلوم شد که قورباغه ناشنواست .او در تمام مدت فکر میکرد که دیگران او را تشویق میکنند ."
دلبستگیهایم را میکارم
شاید که بشکفند
اما .......
هر بار در اوج احساس به هیچ میرسند
نه هیچی که به نیستی رسد
هیچی که به ابدیت" بودن " میپیوندد
تا روزی که ما هم .........
....متاسف بودم که نتوانستم لحظه های اندکم را بر دلبستگیهایم تقسیم کنم و به جلسه انجمن بروم . دوستی که با او در محل انجمن قرار گذاشته بودم تماس گرفت : می آیی ؟ و من نرفتم . چون می بایست می ماندم و به شمارش و تحلیل اعداد بیحاصلی را که تمام عمرم را فرا گرفتند میپرداختم .
نرفتم و متاسف بودم.
....تا اینکه گزارشهای بیحاصلی این نشست را در وبلاگهای دوستان کوه خواندم و بعد از تاسفم
متاسف شدم. فکر میکردم چه لحظه های گرانبهایی را از دست دادم اما بعد فهمیدم که اشتباه کردم .
بعد از آن چیزهای بدتر و تاسف بارتر و تعجب آوری را خواندم و بیشتر تاسف خوردم.
بخصوص پیام شخصی بنام سیزیف را که در وبلاگ آرامکوه خواندم نزدیک بود چشمانم از حدقه در
بیاید . و تصمیم گرفتم برای آقای ثابتیان در وبلاگشان (آرامکوه ) پیام بگذارم .ولی فکر کردم همینجا
در بلاگ خودم مینویسم : آقای ثابتیان بنظر من شما هر نظری را که برایتان ارسال میشود منتشر
نکنید .نگذارید این آدمها به شما و دوستانتان و هم به تقدس کلمات توهین کنند . حتی اگر بنظر
برسد افشای این آدمها ضروری و با اهمیت است .
؛؛ هر گاه یکی از شما بخواهد ناسزایی را بنام حق سزا دهد و تبر را بر تنه درخت بدی بزند زنهار که ریشه های آن را هم بنگرد . و راستی را . خواهد دید که ریشه های خوب و ریشه های بد بارور و نابارور در دل خاموش زمین به هم پیچیده اند .
و شما ای داوران که میخواهید دادگر باشید . چیست داوری شما درباره آنکس که تنش شریف است و روحش دزد ؟
چیست کیفر شما از برای آنکس که تنی را میکشد اما روح او را دیگران کشته اند؟؛؛
؛؛از کتاب پیامبر و دیوانه::
... بر من فرود آ
تا تنها نمانم
با تو می آمیزم
باور کن
فرزندمان دشتی خواهد شد سر شار از بوی گل یاس
که طراوتش دنیا را فرا خواهد گرفت .
داستان درباره یک کوهنورد است که تصمیم گرفت به تنهایی از بلندترین کوهها بالا برود .
او این کا را کرد اما در حال حرکت و در حالیکه فاصله زیادی با قله نداشت پایش لیز خورد و سقوط کرد .در حال سقوط حس وحشتناک مکیده شدن به وسیله نیروی جاذبه زمین را داشت وفکر میکرد که مرگ چقدر به او نزدیک است . اما ناگهان حس کرد طناب حمایتش او را بین زمین و هوا نگهداشته است ودر آن لحظه فریاد کشید :خدایا
وصدای پرطنینی به او پاسخ داد: چه میخواهی؟
گفت: نجاتم بده
خدا گفت: واقعا باور میکنی که من میتوانم تورا نجات بدهم ؟
گفت : آری
خدا گفت :اگر باور میکنی طنابت را پاره کن .!!
کوهنورد پس از کمی سکوت تصمیم گرفت که با تمام نیرو به طناب بچسبد .
روز بعد گروه نجات اعلام کردند : یک کوهنورد یخ زده را در حالیکه از طناب حمایتش آویزان بود و بادستهایش محکم طناب را گرفته بود و فقط یک متر از زمین فاصله داشت پیدا کردند .
و شما ؟ چقدر به طنابتان وابسته اید ؟ آیا حاضرید آن را رها کنید ؟
اقتباس از کتاب ؛طناب؛ ترجمه خانم پرستو ابراهیمی
خشت بر خشت
سنگ بر سنگ
نمیدانم حاصل رنج است یا ستم یا هر دو ؟!
هر چه که هست من نیز
دست جای دستی
و پای جای پایی
به بالا میروم
تا دگر بار حاصلی را تجربه کنم
وراهی را که ما را به قله ای در آستانه ای دیگر میرساند .
و اما ...
آن بالا هیچ نیست جز سکوت
وچشم اندازی از زیبایی
ولبخند رودی در آن پایین دست در کنا ر صفای سرسبز درختان که هیچ
ندارند
جز لبخند هر روزه خورشید.
(قلعه مازیار - روستای امامه -در مسیر قله هم هن به سرپرستی اقای فرامرز نصیری و همراهی ۱۵نفر از دوستان)
.jpg)
سوریا نمسکار یعنی سلام بر خورشید
یوگیهای باستان به تاثیرات فوق العاده ی انرژی خورشید بر زندگی گیاهان حیوان ها انسان ها پی برده بودند .
آداب سلا بر خورشید از ۱۲حرکت سیکل وار تشکیل شده است . انجام این حرکات در زمان طلوع افتاب تاثیرات مثبت زیادی بر جسم روح و روان انسان میگذارد .
حرکتهای خم و راست شدن و جلو وعقب رفتن ستون مهره بصورت پشت سر هم موجب قدرت و انعطاف عضلات و ترکیب حرکات با عمل دم و بازدم وحبس دم موجب افزایش حجم ششها و تقویت عضلات قلب و ریه میشود .
یادگیری و انجام این حرکات زیر نظر مربیان خبره یوگا توصیه میشود.
برگرفته از نشریه یوگا پیام مهر 
این نور و گرمایی که می روید زخورشید
در پهنه منظومه ی ما
جان آفرین است
هستی ده و هستی فزای هر چه در روی زمین است
ما هیچ مانند خورشید نوری وگرمایی که جان بخشد به این عالم نداریم
اما به سهم خویش در محدوده خویش
ما نیز از خورشید چیزی کم نداریم !
با نور و گرمای :محبت:
نیروی هستی بخش :خدمت:
در بین مردم میتوان اسان درخشید
مانند خورشید
شعر از فریدون مشیری
بنام خدا
كاربر گرامي
با سلام و احترام
پيوستن شما را به خانواده بزرگ وبلاگنويسان فارسي خوش آمد ميگوييم.
شما ميتوانيد براي آشنايي بيشتر با خدمات سايت به آدرس هاي زير مراجعه كنيد:
http://help.persianblog.ir براي راهنمايي و آموزش
http://news.persianblog.ir اخبار سايت براي اطلاع از
http://fans.persianblog.ir براي همكاري داوطلبانه در وبلاگستان
http://persianblog.ir/ourteam.aspx اسامي و لينك وبلاگ هاي تيم مديران سايت
در صورت بروز هر گونه مشكل در استفاده از خدمات سايت ميتوانيد با پست الكترونيكي :
support[at]persianblog.ir
و در صورت مشاهده تخلف با آدرس الكترونيكي
abuse[at]persianblog.ir
تماس حاصل فرماييد.
همچنين پيشنهاد ميكنيم با عضويت در جامعه مجازي ماي پرديس از خدمات اين سايت
ارزشمند استفاده كنيد:
http://mypardis.com
با تشكر
مدير گروه سايتهاي پرشين بلاگ
مهدي بوترابي
http://ariagostar.com