سال نو مبارک
گل خورشید شکفت
صبح با هلهله چلچله ها بیدارشد
ونسیم صبحگاه
باسرودی به همه گلها گفت:
صبح بخیر
***************************************
امیدوارم تعطیلات به همه خوش بگذره.
شاد باشید.
|
دل هر ایرانی آتشکده ای است. "ابراهیم پورداوود"
واژه ی سور ی فارسی در پهلوی به گونه ی سوریک صفت است . چون سور به معنای سرخ و ایک پسوند صفت میباشد . |
|
به این جشن ازآن جهت سوری گفته اند که عنصر اصلی مراسم آن افروختن آتش سرخ است |
|
|
|
از دیرباز تا کنون، آتش در نزد ایرانیان از ارزش و جایگاه خاصی برخوردار بوده است و بیشتر جشن ها و آیین ها پیوند نزدیکی با آتش داشته و دارند. گمان می رود که جشن چهارشنبه سوری نوع تغییریافتهای از گاهنبار "همس بت میدیم گاه" ششمین و آخرین گاهنبار سال است. |
|
|
|
بخش نخست این واژه یعنی «همس» از «هم» به معنی گرما و تابستان در زبان اوستایی گرفته شده است و واژه ی همس پت میدیم روی هم به معنی برابر شدن روز و شب و آغاز گرما است و این گاهنبار در روز نخست پنجه ی پایان اسفندماه برگزار می شده است .
|
|
بررسی آداب و آیینهای مردمی، روشنگر این پرسش است. همه سنتها ، ترانهها ، باورها و مراسمی که مردمان نواحی گوناگون در این شبجام میدهند ، با وجود تفاوتهایی که با یکدیگر |
|
دارند ، در یک ویژگی با هم همسانند : " راندن ناپاکی ها و بدیها " ترانه ها و با ورهایی |
|
که به بلاگردانی، راندن چشم شور، گرهگشایی، آجیل مشکلگشا ، بختگشایی دختران و امثال این میپردازند ؛ و همچنین سوزاندن شاخههای خشکیده و علفهای هرز باغها و مزارع در |
|
نواحی روستایی ، همگی نشان از پیوند این آیین با خانهتکانی ، زدودن ناپاکیها و آمادگی |
|
برای زایش دوباره گیتی است. در برخی نواحی اروپایی همچون رومانی و بلغارستان نیز در نزدیک بهار مراسمی در سوزاندن اشیای غیرلازم برگزار میشود . چارشنبهسوری |
|
ارتباطی با سده و آتش نوروزی ندارد و هر کدام آنها، جشن و مناسبت خاص خود را دارند. |
|
در بسیاری از نواحی ایران ، هر سه جشنِ آتش نام برده شده برگزار میشود که نشانه مناسبت های گوناگون آنها است . بعضی پریدن از روی آتش را توهین به آن میدانند اما آداب و رسوم مردمان گوناگون است |
|
و ممکن است هر باوری از دید دیگران عملی نادرست دانسته شود. در نتیجه هنگامی میتوان کاری را توهینآمیز خواند که مجری آن آهنگ توهین داشته باشد . هم میهنان ما هیچکدام |
|
از اینکار چنین قصدی ندارند و پریدن از روی آتش به گونه ای نمادین برای زدودن و |
|
سوزاندن بدیهای هر شخص انجام میشود و مردمان خواستهاند تا با اینکار، آتش به آنان |
|
پاکی و تازگی هدیه کند. اما آنچه به گمان من نادرستتر است، کارهای ناهنجاری است که امروزه متداول شده و عملاً چارشنبهسوری را به شب تباهی و آلودگی شهرها |
|
کشانده است. آیینی که نیاکان ما برای پاکیزگی زیست بوم خود انجام میداده اند ماهمان کار را برای تباهی و آلودگی آن انجام میدهیم . بویژه که اخیراً کسانی کوشش |
|
کردهاند تا با توزیع مواد منفجره و ترغیب غیرمستقیم کودکان و نوجوانان به استفاده |
|
فراگیر از آن، آسیبی جدی به این جشن کهن و شادیبخش ایرانی وارد کنند. |
|
|
|
|
|
نام پژوشگر منبع |
|
آقای هاشم رضی مجله دانش یوگا |
|
آقای بهزاد فرهانیه www.aariaboom.com |
|
آقای رضا مرادی غیات آبادی www.ghiasabadi.com |
|
|
|
|
|
کاش بتوانیم این جشن زیبای آتش را همانطور پاس بداریم که پیشینیان ما آتش را پاس میداشتند . آتش مظهر پاکی و اهورایی بود نه مظهر کینه توزی و جدال و... |
|
|
|
من پس ازمطالعه منابع فوق و منابع دیگری که کاملا مخالف مطالب بالاست به این نتیجه رسیدم که شاید جشن چهارشنبه سوری ، جشن سوری نام داشته است .شاید بقول پزوهشگر دیگری |
|
اصلا به ایرانیان وآریاییها ربطی نداشته است اما خاطرات زیبا و ،فراموش نشدنی وغیرقابل انکار من چه میشود . |
|
من هرسال با این جشن بوی بهار را حس کردم . به پیشواز ش رفتم و با لحظه هایی که خوب یا بد گذشت خداحافظی کردم . |
|
چهارشنبه سوری یا جشن سوری یا جشن آتش قسمتی از خاطرات من است که من هنوز هم دوستش دارم .نظر شما چیست؟ |
زندگی به مسابقه بزرگ دوچرخه سواری ای میماند که هدف آن زیستن براساس افسانه شخصی است.
در خط آغاز ، همه با هم هستیم و رفاقت و شور و شوقمان را با هم قسمت میکنیم . اما با پیش رفتن مسابقه ،شادمانی اولیه جای خود را به مبارزه طلبی میدهد : خستگی ، یکنواختی و عدم اعتماد به نفس . میبینیم بعضی از رفقا از پذیرفتن مبارزه سر باز میزنند . هنوز در مسابقه هستند فقط به خاطر اینکه نمیتوانند آن را نیمه کاره رها کنند . این گونه افراد بسیارند . آنها درکنار ماشین تدارکات رکاب میزنند و با هم صحبت میکنند و به کارشان ادامه میدهند .
ما خود را در حال پیشی گرفتن از آنان می یا بیم و سپس مجبوریم با تنهایی مواجه شویم . پیچ های نا آشنا و مشکلات دوچرخه ، ما را کلافه میکند . دست آخر از خود می پرسیم که آیا این کوشش ارزشی دارد ؟
بله ارزش دارد . دست ازتلاش برندار .
" پائولو کوئیلو"
نظرات ()