هدف از این نوشته اعتراض به شخصی است که (آشنا ؟ یا ناآشنا ؟ ) یادداشتی در مطلب قبلی من (بر فراز } نوشته است که البته هیچ ربطی به نوشته ام نداشته است !!!
اگر به دمکراسی و قوانین حقوق بشر اعتقاد نداشتم ، قطعا این یادداشت را حذف میکردم . اما ازآنجا که همیشه اعتقاد داشتم و دارم که هر فرد قبل از دادن شعار دمکراسی باید در ذهنش و زندگی روزمره اش آن را رعایت کند یادداشت راحذف نکردم و ترجیح دادم این پاسخ را به صورت یک مطلب مستقل بنویسم .
واقعا هدف از اینکار چه بوده ؟
1 – ترور شخصیت یک انسان ؟
2 – انتقام از اعتراض یک کوهنورد به نحوه عملکرد کوهنوردان دیگر؟
3 – به مسخره گرفتن یک ایده یا یک رفتار ؟
4 – اطلاع رسانی و معرفی مطلب جدید در یک سایت ؟ (که بنظر من در شان یک سایت تخصصی نیست ونیازی هم نیست . )
5 – دلایل دیگر؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
راستی چرا ؟ یک یادداشت در یک وبلاگ و خطاب به شخصی دیگر و بی ارتباط به مطلب من(بر فراز)؟
این پاسخ را در یادداشتها ننوشتم تا همه دوستان عزیز من و خوانندگان محترم وبلاگ بدانند که هدف این وبلاگ در راستای تمسخر، انتقام و توهین هیچ شخص ، گروه ،... راه اندازی نشده است .
وقتی به این طریق به کسی توهین میکنید ، یعنی به خودتان توهین کرده اید و من هیچ انسانی را شایسته توهین و تمسخر نمیدانم . شما چطور ؟
بر فراز ،
دستی بسوی آسمان
ستاره ای می چیند .
*********************************
ایستاده بر بال پروانه ای حیران ،
جهانی زیر پا
یک شهر ، گم شده است .
*************************
پرواز ، با بالهایی از جنس نور
آه، هرگز رهایی نیست؟!
تا وقتی که پرندگان آوازنخوانند!
دیشب تا صبح گریستم
انگار آسمانی هستم که میبارد،
میدیدم که زمین پر از بهانه است
و در پی فرصتی برای رویش
صبح پس از بیداری خورشید من بارورشدم
من که بودم؟!
آسمانی که میبارید
یا
زمینی که فرصت رویش را جستجو میکرد
نمیدانم ، من فقط میدانم که صمیمانه گریستم .
"تنها وصمیمانه گریستن را بیاموز" نادر ابراهیمی
در تکاپو...
تا بهتر از آن باشیم که هستیم .
بهتر از این شیوه ای برای زیستن نیست.
" سقراط"
شما آنگاه که آرزومند اوج گرفتن اید،روی به بالا دارید و من روی به پایین . زیرا که اوج گرفته ام .
چه کس در میان شما هم خندیدن تواند و هم اوج گرفتن ؟
آن که بر فراز بلندترین کوه رفته باشد ، خنده میزند بر همه ی نمایش های غمناک و جدی بودن های غمناک .
" زرتشت،بخش یکم"